غمت تا در دلم منزل گرفته ست / ز شادی جهانم دل گرفته ست
مپرس از من شمار عقد آن زلف / که عقل آن عقده را مشکل گرفته ست
تو دریایی و زاهد خشک ازان ماند / کزین دریا ره ساحل گرفته ست
مبند ای ساربان محمل که امروز / سرشکم راه بر محمل گرفته ست
دلم با چشم خونریز تو صیدی ست / که صیادش پی بسمل گرفته ست
به کوی عشق ازان کس حاصلی نیست / که راه زهد بی حاصل گرفته ست
ز جامت جرعه ای ناخورده جامی / چه خود را مست لایعقل گرفته ست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.