جامی › شمارهٔ ۱۸۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

باز هوای چمنم آرزوست / جلوه سرو و سمنم آرزوست
نکهت گل را چه کنم ای نسیم / بویی ازان پیرهنم آرزوست
توبه ز می کردم و آمد بهار / ساقی توبه شکنم آرزوست
پرسش اگر نیست بگو ناسزا / کز دهنت یک سخنم آرزوست
من کیم و بزم تو لیکن ز دور / دیدن آن انجمنم آرزوست
زیستنم با تو میسر مباد / بی تو اگر زیستنم آرزوست
بیش مگو جامی ازان لب سخن / کین سخنان زان دهنم آرزوست