جامی › شمارهٔ ۲۰۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

صاحبدلی که نرد وفا عاشقانه باخت / نقد دو کون در ره یار یگانه باخت
کوی فنا و فقر عجب کارخانه ای ست / خوش آن که هر چه داشت درین کارخانه باخت
بربود شیخ صومعه را لذت سماع / تسبیح و خرقه در ره چنگ و چغانه باخت
دل ز آرزوی خال تو در دام غصه مرد / بیچاره مرغ جان به تمنای دانه باخت
شد زان عذار ساده منقش رخم به خون / این نقش بین که با من بیدل زمانه باخت
با خاک آستان تو عشاق را سری ست / مسکین کسی که سر نه بر این آستانه باخت
چون بر بساط وصل تو جامی نیافت دست / شطرنج عشق با رخ تو غایبانه باخت