جامی › شمارهٔ ۲۰۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بیا که چرخ مشعبد هزار شعبده ساخت / که یار کار جگر خستگان غمزده ساخت
اگر چه قاعده چرخ کارسازی نیست / به رغم اختر من بر خلاف قاعده ساخت
من و امید شهادت به تیغ آن شاهد / که قوت جان شهید خود از مشاهده ساخت
به صبر کوش دلا روز هجر فایده چیست / طبیب شربت تلخ از برای فایده ساخت
به دور آن لب میگون نشاند زاهد شهر / حریم صومعه را تاک و وقف میکده ساخت
به جنگجویی چشمت خوشم که می باید / حریف مردم بدمست را به عربده ساخت
چو نقش خط و رخت بست در غزل جامی / بیاض صفحه خورشید را مسوده ساخت