دوش بر یاد تو چشمم دمبدم خون می گریست / سوز من می دید شمع و از من افزون می گریست
گریه تلخ صراحی نیز بی چیزی نبود / غالبا از شوق آن لبهای میگون می گریست
صبحدم یارب کواکب بود ریزان از سپهر / یا نه بر درد دل من چشم گردون می گریست
چون فسونگر دید درد من برید از من امید / ورنه بی موجب چرا هنگام افسون می گریست
آن نه باران بود گرد کوی لیلی هر بهار / روزگار سنگدل بر حال مجنون می گریست
وان روان تا منزل شیرین نه جوی شیر بود / بلکه بر فرهاد مسکین کوه و هامون می گریست
شد چنان جامی ضعیف از محنت هجران که دوش / سیل اشک از خانه می بردش برون چون می گریست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.