آنچ از آن چاره نیست آنرا باش / به سرت گرچه ترکتاز رسد
سایه بر قحبهٔ جهان مفکن / تا برت آفتاب ناز رسد
باری از راه خویشتن برخیز / چون که کارت به احتراز رسد
مفس با بند آرزو بر پای / دیر درعقل بینیاز رسد
مهر و حقه است ماه و سپهر / که به شاگرد حقهباز رسد
مستعدان به کام خویش رسند / کارها چون به کارساز رسد
عمر بر ناگریز تفرقه کن / تا ازو قسم آز رسد
هر کرا درد ناگزیر گرفت / کی به غم خوردن مجاز رسد
یک غذا شو که مایه چندان نیست / که همه چیز را فراز رسد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.