جامی › شمارهٔ ۲۴۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در بزم ما که می رود از نقل و جام بحث / ای محتسب مکن ز حلال و حرام بحث
زان زلف و رخ که حجت دور و تسلسل است / باشد میان اهل نظر صبح و شام بحث
زان ماجرا که باده فرو ریخت از لبت / هر دم رود میان صراحی و جام بحث
منعم کنی ز رخ که بگو ترک بحث وصل / تا منع وارد است نگردد تمام بحث
با زاهد فسرده مگو شرح سر عشق / از نکته های خاص مکن پیش عام بحث
از لعل توست این همه غوغای ما بلی / از می رود به مجلس مستان مدام بحث
جامی حدیث لعل لبش گوی اگر کند / با منطق تو طوطی شیرین کلام بحث