جامی › شمارهٔ ۲۵۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای ز لعل تو زنده نام مسیح / کرده چشمت هزار خون صریح
بینم از خط سبز و خال سیاه / بر همه نیکوان تو را ترجیح
از لبت شور ما خوش است آری / کل شی ء من الملیح ملیح
کار نیک از رقیب چون آید / کل فعل من القبیح قبیح
خبر وصل کز تو داد رسول / خوش حدیثی ست گر چه نیست صحیح
زاهد شهر ما عجب مرغی ست / دام کرده ز دانه تسبیح
خون جامی چه غم که خورد لبت / باده باشد حلال پیش مسیح