جامی › شمارهٔ ۲۵۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح / باده چون نقل مباح است زهی نقل صحیح
تحفه لایق جانان به کف آر ای زاهد / ترسمت دست نگیرد به قیامت تسبیح
شیوه علم نظر ورز که العلم حسن / منکر فکر خرد باش که الجهل قبیح
پیش لعل تو نهم لب به لب جام آری / به اشارت طلب بوسه بسی به ز صریح
آن دهان یک سر موی است ز لطف تو و هست / یک سر موی تو را بر همه خوبان ترجیح
هر کجا شوخ و ملیحی ست دلم کشته اوست / خاصه آن چشم خوش شوخ و لب لعل ملیح
وارد صبح ز صوفی طلب و ورد صباح / جامی و جام صبوح از کف معشوق صبیح