جامی › شمارهٔ ۲۶۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چیست می دانی صدای چنگ و عود / انت حسبی انت کافی یا ودود
نیست در افسردگان ذوع سماع / ورنه عالم را گرفته ست این سرود
آه ازین مطرب که از یک نغمه اش / آمده در رقص ذرات وجود
جای زاهد ساحل وهم و خیال / جان عارف غرقه بحر شهود
هست بی صورت جناب قدس عشق / لیک در هر صورتی خود را نمود
در لباس حسن لیلی جلوه کرد / صبر و آرام از دل مجنون ربود
پیش روی خود ز عذرا پرده بست / صد در غم بر رخ وامق گشود
در حقیقت خود به خود می باخت عشق / وامق و مجنون به جز نامی نبود
عکس ساقی دید جامی زان فتاد / چون صراحی پیش جام اندر سجود