جامی › شمارهٔ ۲۸۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مطرب آهنگ ترنم های شوق انگیز کرد / وز دم نی آتش صاحبدلان را تیز کرد
در حریم بزم رندان پای نتواند نهاد / جز حریفی کز سبوی باده دستاویز کرد
کوهکن گو تیشه بی حاصل مزن چون دور چرخ / لعل جان افزای شیرین روزی پرویز کرد
سبزه نو خاست گرد گل تو را از مشک ناب / با اسیران هر چه کرد این سبزه نوخیز کرد
زلف مشکین تو را در باغ بر هم زد صبا / جعد سنبل را عبیر افشان و عنبیربیز کرد
داشت ارزانی خیالت دوش تشریف قدوم / مردم چشم منش از گریه گوهرریز کرد
دعوی پرهیزگاری نیست جز آلودگی / وقت جامی خوش کزین آلودگی پرهیز کرد