جامی › شمارهٔ ۳۹۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

با تو آن کس که ز هر جا سخنی می گوید / حیفم آید که حدیث چو منی می گوید
هیچ کس سر دهانت به حقیقت نشناخت / هر کسی بهر دل خود سخنی می گوید
بر سر خاک شهیدان تو هر لاله جدا / شرح داغ دل خونین کفنی می گوید
شمع را شعله زد آتش به زبان بس که ز سوز / حال پروانه به هر انجمنی می گوید
وصف رخسار و قد توست که در هر چمنی / بلبلی قصه سرو و سمنی می گوید
من به نام تو خوشم ذکر زبان باد به خیر / کش چو تسبیح به هر دمزدنی می گوید
گفته جامی ازان همچو شکر شیرین است / که ز شوق لب شیرین دهنی می گوید