جامی › شمارهٔ ۴۰۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تا تو را شکلی بدینسان ساختند / بهر مردم آفت جان ساختند
قدسیان تصویر قدت خواستند / شاخ طوبی را خرامان ساختند
ز ابر رحمت قطره های لطف ریخت / گرد کردند آن زنخدان ساختند
تیر مژگانت ز جان چون نگذرد / کش ز نوک غمزه پیکان ساختند
بهر غلطیدن به خاک پای توست / در اشکم را که غلطان ساختند
هر کجا جولان کنان راندی سمند / عاشقان را دیده میدان ساختند
خواست جامی کز بتان بندد نظر / آن دو رخ بازش پشیمان ساختند