جامی › شمارهٔ ۴۱۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قدسیان کین پرده های سبز گردون بسته اند / مهد عیش عاشقان زین پرده بیرون بسته اند
آن فسون خوانان که در تن ها به افسون جان دمند / پیش آن لعل فسون خوان لب ز افسون بسته اند
نوعروس حسن لیلی را به خلوتگاه ناز / گوشوار از دانه های اشک مجنون بسته اند
چیست دانی غنچه های ناشکفت اندر چمن / بلبلان در شاخ گل دلهای پرخون بسته اند
در دل از پیکان دری بگشا که راه دیده را / بر خیالت مردم از اشک جگرگون بسته اند
از خیال آن دو ابرو مردمان چشم ما / طاق ها بهر گذر بر روی جیحون بسته اند
کس خیال نخل بالایت به از جامی نبست / دیگران نخل سخن را گر چه موزون بسته اند