جامی › شمارهٔ ۴۳۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون به شرح غم تو خامه نهم بر کاغذ / گردد از اشک من و خانه به هم تر کاغذ
وصف ضعف تن و رنگ رخ من خواست مژه / ساخت از موی قلم وز ورق زر کاغذ
با خود آورد دلم نامه شوقت ز ازل / آن چنان کز سفر دور کبوتر کاغذ
شاخ اقبال من آورد شکوفه چو ز لطف / قاصدت کرد برون بهر من از سر کاغذ
آه من سوی تو با نامه به هم آمد راست / ناوکی کز پی رفتن بودش پر کاغذ
سست همت نتواند که کند خرق حجاب / خانه زندانست مگس را چو بود در کاغذ
کرد جامی صفت خط سیاه تو سواد / شد معنبر قلم او را و معطر کاغذ