نهادی لعل رخشان بر بناگوش / سهیل و ماه را کردی هم آغوش
در اشکم شد از عکس لبت لعل / منش در دیده جا کردم تو در گوش
تو را از هر طرف در گوش لعلی ست / چنان لعلی که از جان می برد هوش
مرا بر هر مژه لعلی ست اما / ازان خونی که در دل می زند جوش
ز لعلت گر کنم دریوزه کامی / به لؤلؤ لعل را گیری که خاموش
چه بودی کوهکن لعل تو دیدی / که کردی لعل شیرین را فراموش
ز لعلش چون نداری رنگ جامی / ز خون دل شراب لعل می نوش
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.