جامی › شمارهٔ ۵۴۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دلم شد جزو جزو از تیغ بی داد تو و هر یک / بود پیوسته اندوه و غمت را جزو لاینفک
ز تو سررشته کارم کشد روزی به حیرانی / درین دعوی ندارم جز سر زلف تو مستمسک
ز باریکی میانت در کمر سری ست لایفهم / ز پنهانی دهانت زیر لب رمزی ست لایدرک
چه غم گر اندک اندک شد غمت بسیار اندر دل / همه فیض نوال توست اگر بسیار اگر اندک
مکش یکبارگی بر ما خط نادانی ای خواجه / که در کار جهان گولیم و در عشق بتان زیرک
اگر بر تارکم سنگی رسد از پاسبان تو / به صد تعظیم و حرمت دارمش چون تاج بر تارک
قدش طوبی بود جامی اگر بر یاد او فردا / کنی در پای طوبی جا فطوبی ثم طوبی لک