جامی › شمارهٔ ۵۶۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سروی ست قامت تو ز بستان اعتدال / سر تا قدم لطیف تر از پیکر خیال
روح مقدس است که سلطان قدرتش / تشریف داد خلعتی از عالم مثال
نی روح اقدس است که از موطن بطون / بنموده در جمیل ترین مظهری جمال
آن نور پاک ظاهر و شخص تو مظهر است / باشد میان ظاهر و مظهر دویی محال
فرقی به جز تقید و اطلاق یافتن / نتوان میان ظاهر و مظهر به هیچ حال
زانت برم سجود که آن نور لم یزل / لایح بود ز لوح جمال تو لایزال
غیر از تو کیست مقصد جامی و مطلبش / یا مقصدی هلم و یا مطلبی تعال