جامی › شمارهٔ ۵۶۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای به وصف لب شیرین سخنت ناطقه لال / فهم سر دهنت پیش خرد امر محال
پیش ارباب کرم شرط ادب نیست طلب / حاجت ما همه دانند چه حاجت به سوال
گر خوشیم از تو به خوابی و خیالی چه عجب / عشرت و عیش جهان نیست به جز خواب و خیال
روشن آن دیده که در آینه طلعت دوست / پرتو حسن ازل دید نه نقش خط و خال
صفت لطف تو گوییم زهی لطف سخن / سخن از حسن تو رانیم زهی حسن مقال
چون فتادیم به وصف رخت از فکر دهان / بس معانی که نمود از تتق غیب جمال
دیدی آن رخ مکن از آه و فغان جامی بس / یافتی وصل گل ای بلبل شوریده بنال