جامی › شمارهٔ ۵۷۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گرچه گشتم به تیغ هجر قتیل / لیس قلبی الی سواک یمیل
نیست از کحل خاک راه تو دور / گر کند دیده روشن از دو سه میل
صد رهم گر به خلد بنمایی / نروم از درت به هیچ سبیل
همه چیزی بود جمیل از تو / لکن الصبر عنک غیر جمیل
آفتابی تو و بر این دعوی / همه ذرات کائنات دلیل
گر جمالت ز خال ساده فتاد / عدسی کم شمر ز خوان خلیل
دل جامی به فکر نرگس توست / کل رأی من العلیل علیل