جامی › شمارهٔ ۵۸۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ساری ست سر عشق در اعیان علی الدوام / کالبدر فی الدجیة والشمس فی الغمام
کس را چو تاب سطوت دیدار خود ندید / در پرده سوی اهل نظر می کند خرام
ممکن ز تنگنای عدم ناکشیده رخت / واجب به جلوه گاه عیان نانهاده گام
در حیرتم که این همه نقش غریب چیست / بر لوح صورت آمده مشهود خاص و عام
هر یک نهفته لیک ز مرآت آن دگر / برداشته ز جلوه احکام خویش کام
باده نهان و جام نهان و آمده پدید / در جام عکس باده و در باده رنگ جام
قومی به گفت و گوی که آغاز ما چه بود / جمعی به جست و جوی که انجام ما کدام
جامی معاد و مبداء ما وحدت است و بس / ما در میانه کثرت موهوم والسلام