جامی › شمارهٔ ۵۸۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مایل به قامت تو بود طبع مستقیم / مجبول بر محبت تو فطرت سلیم
بعد از وجود جوهر فرد دهان تو / چون نفی جزو لایتجزی کند حکیم
ما را به عهد تو چه مجال سفر که شد / هر جا مسافری ست بر این آستان مقیم
در یتیم گوهر دندان توست و لب / بالای آن چو مرحمت و لطف بر یتیم
خال تو نقطه ای ست ز کلک دبیر صنعت / در برکشیده حلقه زلف تواش چو جیم
جان وقف آیت خط توست اینک آن دهان / بهر لزوم وقف به سرخی نوشته میم
تا زیر هر قدم کشدت تحفه ای جدا / جامی نشسته بر سر راهت دلی دو نیم