جامی › شمارهٔ ۵۸۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گر دهد بوی صحبت تو نسیم / نکنم یاد خلد و ذکر نعیم
چون منجم خط تو دید سترد / رقم مه ز صفحه تقویم
چند پرسیم نرخ گوهر وصل / کرده از اشک آستین پرسیم
گر گشایی به حرف میم دهان / جوشد آب بقا ز چشمه میم
همچو آب حیات اگر گذری / بر سر خاک کشتگان قدیم
منکر حشر را شود روشن / سر «یحیی العظام و هی رمیم »
جامی از خانقه به میکده رفت / این بود مقتضای طبع سلیم