چشم منی و خانه تو چشم خانه ام / حق القدوم تو گهر دانه دانه ام
چون مردمان خانه چشمم میان آب / از بس که آب دیده گرفته ست خانه ام
اکنون که زیر ران تو رام است رخش حسن / می کن نوازشی به سر تازیانه ام
خواب آورد فسانه عجب قصه ای که بود / خواب طرب ز چشم حریفان فسانه ام
روزی که بر امید تو قالب کنم تهی / بالین بس است خشتی ازین آستانه ام
ز آواز سیل چشم ترم دل همی طپد / رقصی چنین اثر دهد آری ترانه ام
جامی نیم که خسرو وقتم به ملک عشق / منشور خسروی غزل عاشقانه ام
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.