خیالی بود یارب دوش یا در خواب می دیدم / که رویش در نظر بر کف شراب ناب می دیدم
به اکسیر سعادت یافتم آخر بحمدالله / وصالش را که همچون کیمیا نایاب می دیدم
چه حاجت بود شمع افروختن در بزم او یارب / چو از عکس رخش عالم همه مهتاب می دیدم
به داغ نامرادی جان و دل می سوخت دشمن را / چو خود را بر مراد خاطر احباب می دیدم
بسی بر خاک سودم پیش پای ساقی از مستی / سری کش سجده گه در گوشه محراب می دیدم
به آب زندگی پی برد زاقبال وصال او / دلی کز آتش مهجوریش در تاب می دیدم
جهانی جان همی دادند بهر جرعه ای اما / ز جامش جامی لب تشنه را سیراب می دیدم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.