گر چه بر دل ز غم عشق تو باری دارم / لله الحمد که باری چو تو یاری دارم
گردم از رخ مبر ای اشک که این عطر وفا / یادگاری ز سم اسب سواری دارم
باغ من آن سر کوی است و بهار آن گل روی / عیش من بین که چو خوش باغ و بهاری دارم
غرقه در گریه خویشم بگشا بند کمر / که ازین موج غم امید کناری دارم
مانده ام دیده به ره بر گذر باد صبا / چه کنم زان سر کو چشم غباری دارم
سر به زانوی غمم مانده و خلقی به گمان / که چو ایشان مگر اندیشه کاری دارم
جامی از بزم وصالش چو منی را چه نصیب / اینقدر بس که در آن کوی گذاری دارم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.