خوشم که رو به ملاقات یار خود دارم / امید مرهم جان فگار خود دارم
یکی ست شهر من و شهر یار من امروز / هوای شهر خود و شهریار خود دارم
هزار بار شد از خون دل کنارم پر / که کام خویش کنون در کنار خود دارم
بهار عیش مرا تازه ساخت بار دگر / نمی که بر مژه اشکبار خود دارم
مرا چو شمع نباشد به غیر سوز و گداز / تمتعی که ز شبهای تار خود دارم
گذشت عهد جوانی به کار عشق و هنوز / اگر چه پیر شدم رو به کار خود دارم
مگو که توبه ز می اختیار کن جامی / من آن نیم که به کف اختیار خود دارم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.