جامی › شمارهٔ ۶۶۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نام آن ماه ندانم ز که نامش پرسم / در دلم ساخت مقام از که مقامش پرسم
صد سخن بر سر راهش کنم اندیشه ولی / چون رسد هیچ ندانم ز کدامش پرسم
از گلم ساز یکی مرغ خدا را که پرم / سوی مرغان و ره گوشه بامش پرسم
می برد پرسش و پیغام منش پیک صبا / ای خوش آن روز که بی پیک و پیامش پرسم
هرگز آن سرو به سویم نخرامید به لطف / روم از سرو چمن لطف خرامش پرسم
ره بدان دانه خال ار نبرم کاش دهد / دست کز حال دل مانده به دامش پرسم
کند آغاز سخن زان لب میگون جامی / من مخمور چو وصف می و جامش پرسم