جامی › شمارهٔ ۶۸۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

غم رخم زرد می کند چه کنم / نفسم سرد می کند چه کنم
همچو اختر شراره آه مرا / آسمان گرد می کند چه کنم
شد تنم خاک و تند باد فراق / خاک را گرد می کند چه کنم
می دهد جان دلم ز مستی عشق / می جوانمرد می کند چه کنم
می کشم دردناک ناله ز دل / دل من درد می کند چه کنم
با دلم دور چرخ هر چه ز جور / می توان کرد می کند چه کنم
یار فرد است و بنده جامی را / از جهان فرد می کند چه کنم