چو نبود روی جانان دیده روشن نمی خواهم / چه جای دیده روشن که جان در تن نمی خواهم
میفروز ای رفیق امشب چراغ این کلبه غم را / که بی روی وی این ویرانه را روشن نمی خواهم
ز تار و پود هر جنسی تنش آزار می گیرد / به جز برگ گل سوریش پیراهن نمی خواهم
غمش آتش به من در زد رمید از دل خیال او / که من شبها ز قدسم گوشه گلخن نمی خواهم
نشان ای باغبان پیش خس و خارم که بی پایان / غمی دارم تماشای گل و سوسن نمی خواهم
تنم چون خاک گردد در رهش آبی زن ای دیده / که من این گرد محنت را بر آن دامن نمی خواهم
به صد زاری وصالش خواستم گفتا برو جامی / چه سود از خواهش بسیار تو چون من نمی خواهم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.