شد وزان سوی رزان باد خزان باز وزان / گشت زرد از غم بی برگی خود رنگ رزان
برگها بین به چمن گشته چو گلها رنگین / نیست جز رنگ بهار اینکه برآورد خزان
هست هر برگ و چناری ز کف رنگرزی / بسته بر چوب خزان دست همه رنگرزان
آن که دی دست زنان بود به عشرت در باغ / بینی امروز به صد حسرتش انگشت گزان
سرد شد مجلس مستان ز دم باد صبا / گویی از انجمن واعظ شهر است وزان
شیره را خام به خم کن مپسند ای خواجه / کش رسد آفتی از آتش جلاب پزان
جامی احسنت که آنگونه که خاطر می خواست / آمد آن تازه غزل بلکه بسی بهتر ازان
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.