جامی › شمارهٔ ۷۸۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گر چه تنگ آمد دل از فکر محال انگیختن / هم به وصف آن دهان خواهم خیال انگیختن
نیست امکان باغبان گلشن فردوس را / از قد ناز تو نازک تر نهال انگیختن
دوست دشمن بخت بی فرمان فلک نامهربان / چون توانم یارب اسباب وصال انگیختن
بلبل بی صبر و دل شد خاک در راه نیاز / همچنان گل بر سر غنج و دلال انگیختن
صورت جان هست در آیینه رویت عیان / چیست چندین نقش ها از خط و خال انگیختن
بس که شکر می فشانی زان لب حاضر جواب / خوش بود پیش تو تقریب سؤال انگیختن
جامی از خسرو همی گیرد طریق سوز و درد / طور او نبود خیالات کمال انگیختن