ز نعل مرکب تو بر زمین نشان دیدن / خجسته تر که مه نو بر آسمان دیدن
به شب مهی و به روز آفتاب چهره مپوش / که جز به روی تو مشکل بود جهان دیدن
خوش است دل به ملاقات رهروان درت / چه چیز گمشده را به ز کاروان دیدن
ز بس که سینه به ناخن همی کنم ز غمت / توان ز چاک گریبانم استخوان دیدن
به جست و جوی میانش کمر مبند ای دل / که جز خیال محال است ازان میان دیدن
شدم ز دست چو آن مه عنان کشیده رسید / که راست طاقت آن دست و آن عنان دیدن
چنان ز شوق تو جامی گداخت کز دل او / چو می ز جام خیال لبت توان دیدن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.