جامی › شمارهٔ ۷۸۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مرا تا کی ز کشتن بیم کردن / خوشا پیش تو جان تسلیم کردن
معلم چون تو شوخی را ندانست / به جز درس جفا تعلیم کردن
دهانت سر غیب آمد میان نیز / خرد را کی توان تفهیم کردن
گرفت از شش جهت عشق تو خواهد / مرا رسوای هفت اقلیم کردن
سعادتمندی ماه رخت را / جدا باید یکی تقویم کردن
بهای وصل اگر خواهی ز دیده / توان روی زمین پر سیم کردن
مگو جامی کم است از خس درین راه / خسی را تا کی این تعظیم کردن