با این جمال همدم مستان عشق شو / یک بار الست گوی و هزاران بلی شنو
در جام می ز لعل تو یک شمه یافتم / اسباب علم و فضل به میخانه شد گرو
جز تخم آرزوی تو در دل نکشته ایم / فرخنده ساعتی که رسد کشته را درو
گفتم تمام خرمن عمرم به باد شد / لعلت به خنده گفت که بر ما به نیم جو
با این فسردگی نتوان راه عشق رفت / دستی بزن به دامن مردان گرمرو
خواهی که نقد حال تو گردد حدیث عشق / این نکته می شنو ز حریفان و می گرو
جامی فسانه های کهن ذوق ده نماند / اسرار عشق تازه کن از گفته های نو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.