انوری › اجازت خواهد| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای شاه ز نقدها که باشد / در کیسهٔ صبح و شام موجود
در کیسهٔ عمر انوری نیست / الا نفسی سه چار معدود
وان نیز به بند و مهر او نیست / تا خرج کند چو نقد معهود
گیرم که یکی دو زان بدزدد / تا رای فلک رسد به مقصود
نی دست تصرفش ببرند / وین عاقبتی بود نه محمود
آنگه چه زند چو دست نبود / در دامن جست و جوی معبود
دانی که چو حال بنده این است / ای عنصر عدل و رحمت و جود
شب خوش بادیش کن به کلی / نه شاعر و شعر هست مفقود
ای تا به ابد شب تمنیت / آبستن روزهای مسعود