انوری › در وصف بنا و مدح میر عمید| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کرد عالی بنای این مجدود / اختر سعد و طالع مسعود
از برای نزول میر عمید / صدر دنیا ضیاء دین مودود
آنکه حکمش دهد ز روی نفاذ / آتش و آب را نزول وصعود
به تفکر رسد به سر فلک / به تجسس رسد به وهم حسود
دل او برده بارنامهٔ بحر / کف او کرده کارنامهٔ جود
هست فرمانش رهنمای قضا / هست احسانش نقش بند وجود
نیست بر رای او غلط ممکن / نیست از عقل کل خطا معهود
ای ز حزم تو در حوالی ملک / دولت و فتنه در قیام و قعود
وی ز عدل تو در نواحی دهر / جور و انصاف در صدور و ورود
پیش ذهن تو غیب برده رکوع / پیش کلک تو کرده وحی سجود
به کمال خدای گر به جز اوی / هست کاملتر از تو یک موجود
تا که افلاک را در این حرکت / نیست کون و فساد کس مقصود
باد عمر تو درحصول مراد / همچو دوران چرخ نامعدود