جامی › شمارهٔ ۸۴۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

منع سماع نغمه نی می کند فقیه / بیچاره پی نبرد به سر نفخت فیه
می ده به بانگ نی که ندارم به فر عشق / پروای ریش محتسب و سبلت فقیه
واعظ به طعن باده پرستان زبان گشاد / یارب تویی پناه من از شر آن سفیه
ماییم و تیه هجر تو ای چشمه حیات / یادی بکن ز حال جگرتشنگان تیه
تشبیه می کنند رخت را به مه ولی / با او به هیچ وجه نمی بینمت شبیه
گفتی تو را به رشته جان آتش افکنم / چون شمع می کند دل من زین نشاط پیه
جامی حریم کوی مغان کعبه صفاست / طوبی لساکنیه و بشری لزایریه