آن شوخ رسید اینک و خلقی به نظاره / چون نیست مرا طاقت نظاره چه چاره
هر کس به سر راه رود بهر تماشا / مسکین من حیران کنم از راه کناره
خواهم که دوم پیش عنانش چو غلامان / هر جا که رسد پیش من آن ماه سواره
چو ماتمیان چند کنم نوحه در آن کوی / رخساره خراشیده و پیراهن پاره
بی خوابی ما را اگر آن شوخ نداند / ای کاش بپرسی شبی از ماه و ستاره
خواهم که به یک زخم ازو کشته نگردم / باشد که چشم لذت تیغش دو سه باره
نگرفت در آن سنگ دل افسانه جامی / هر چند که خون می شود از وی دل خاره
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.