جامی › شمارهٔ ۸۷۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یا رب این منشور اقبال از کجا واصل شده / کز وصولش کار مشتاقان به کام دل شده
یارب این دیباچه آمال نقش کلک کیست / کانچه محصول مرادات است ازان حاصل شده
پایدار است از مسلسل خطش ایام حیات / گویی آن زنجیر پای عمر مستعجل شده
نامه فتح است نی نی آیت معجز نشان / ز آسمان بهر نجات خاکیان نازل شده
حاصل فحوای آیت آنکه از دیوان فضل / نصرتی کامل نصیب خسرو عادل شده
شاه ابوالغازی که هر جا قاف تا قاف جهان / فتنه روی آورده تیغش پیش آن حایل شده
نوک رمح او روان بگشاده هر جا نکته ای / در دل دشمن ز اسرار اجل مشکل شده
ظلم گو چون سایه بنشین در تگ چاه عدم / کافتاب عدل او آفاق را شامل شده
جامی از بهر مدیح او زبان بگشاده است / بارها و آخر به عجز خویشتن قایل شده