گفتمش با لعل جان بخش از مسیحا کم نیی / گفت دم درکش که تو شایسته این دم نیی
گفتم از دامت رهایی یابد آخر مرغ دل / گفت گویا واقف این جعد خم در خم نیی
چند نالم گفتم از دست تو در عالم چو نی / گفت رو می نال پندارم تو در عالم نیی
گفتمش می بارد از ابر غمت باران درد / گفت چون سبزه ازان باران چرا خرم نیی
گفتمش دل چاک شد پیکان مدار از وی دریغ / گفت با زخمی چنان درخورد این مرهم نیی
گفتم ار شادم نسازی باری از غم کم مکن / گفت اگر انصاف باشد لایق غم هم نیی
گفتم آن راز دهان با محرمان نه در میان / گفت رو جامی که تو این راز را محرم نیی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.