جامی › شمارهٔ ۹۲۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مرید توام زان که جان را مرادی / الیک استنادی علیک اعتمادی
عجب دلفروزی عجب خانه سوزی / که صد خان و مان را به آتش نهادی
عجب کینه جویی عجب تندخویی / که جان دادم از عشق و دادم ندادی
به داد تو نازم وداد تو ورزم / که سلطان دادی و شاه ودادی
چو در کعبه رویت نبینم چه حاصل / ز طی بیابان و قطع بوادی
جمال تو نادیده جان داد جامی / زهی ناامیدی زهی نامرادی