ای مرغ سحر چند کنی ناله و زاری / از درد که می نالی و اندوه که داری
گر هست تو را شوق گلی خیز چو بلبل / بگذر به تماشاگه گل های بهاری
چون فاخته گر شیفته سرو روانی / اینجا چه کنی طرف چمن را چه گذاری
نی نی غلطم هست تو را نیز غم و درد / زان مه که چو گل بهر سفر بست عماری
غم نامه هجران به پر و بال تو بستم / زنهار که آن را به سگانش بسپاری
من نیز چو تو سوخته داغ فراقم / خواهم که چو آنجا برسی یاد من آری
گر قصه جامی ز تو پرسد خبرش ده / کافتاده ز هجر تو به صد محنت و خواری
دارد به رهت دیده امید که روزی / باز آیی و بر وی نظر لطف گماری
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.