جامی › شمارهٔ ۹۵۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

زهی دور زلفت به هر چین دلی / ز هر عقده ای عقل را مشکلی
حدیث لبت نقل هر مجلسی / فروغ رخت شمع هر محفلی
وصال تو مقصود هر طالبی / قبول تو اقبال هر مقبلی
حریم درت دارد آن منزلت / که باشد حرم در رهش منزلی
به دریوزه وصل چشمم ز اشک / روان کرده هر گوشه ای سایلی
ازان خشک مانده ست زاهد چنین / که دارد ز بحر غمت ساحلی
به علم نظر کوش جامی که نیست / ز تحصیل علم دگر حاصلی