ای مرا از عشق تو در کار خود حیرانیی / در بیابان تمنای تو سرگردانیی
قصه دشوار هجر از مردن آسان شد مرا / باشد آری بعد هر دشواریی آسانیی
ماند بر خوان غم از من استخوانی چند و بس / گر دهی فرمان سگانت را کنم مهمانیی
بی تو تن زندان جان شد ای به قصدم بسته تیغ / دست رحمت برگشا و آزاد کن زندانیی
هرگزم چون نیست ره در پیشگاه وصل تو / می نهم از دور بر خاک درت پیشانیی
کام عیشم تلخ شد زین گریه های آشکار / زان لب شیرین کرم کن خنده پنهانیی
پیر شد جامی ز جام نیم خوردت جرعه ای / بر وی افشان تا کند زان جرعه پیرافشانیی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.