جامی › شمارهٔ ۹۷۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی / شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی
عقل از تو چه دریابد تا وصف تو اندیشد / در عقل نمی گنجی در وصف نمی آیی
پنهانی تو پیدا پیدایی تو پنهان / هم از همه پنهانی هم بر همه پیدایی
زان سایه که افکندی بر خاک گه جلوه / دارند همه خوبان سرمایه زیبایی
بی پرده آب و گل ما را ننمایی رو / خورشید درخشان را تا کی به گل اندایی
ای گشته عیان هر جا هر جا که شوی پیدا / گردد ز غمت شیدا صد عاشق هر جایی
جامی ز دویی بگسل یکروی شو و یکدل / باشد که کنی منزل در عالم یکتایی