جامی › شمارهٔ ۹۹۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای به بالا همانک می دانی / تو گلی ما همانک می دانی
گر روی در چمن ز رشک قدت / رود از جا همانک می دانی
بر تو سیم ناب و اندر سیم / سنگ خارا همانک می دانی
آهوی دام جسته ای و تو را / زلف در پا همانک می دانی
گل سوری کنایت از رخ توست / مشک سارا همانک می دانی
سر زلفت شب سیاه من است / رخ زیبا همانک می دانی
با تو جامی تنی ست زنده به جان / وز تو تنها همانک می دانی