آسوده دلا حال دل زار چه دانی / خوان خواری عشاق جگرخوار چه دانی
شب تا به سحر خفته به خلوتگه نازی / بی خوابی این دیده بیدار چه دانی
هرگز نخلیده به کف پای تو خاری / آزردگی سینه افگار چه دانی
ای فاخته پروازکنان بر سر سروی / درددل مرغان گرفتار چه دانی
کار دل رندان بلا دیده بود عشق / ای زاهد مغرور تو این کار چه دانی
نادیده ز خاک ره او کحل بصیرت / با بی بصری لذت دیدار چه دانی
جامی تو و جام می و بیهوشی و مستی / راه و روش مردم هشیار چه دانی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.