گاهی ز هجر چشم مرا خون فشانی کنی / گاهی به وصل خاطر من شادمانی کنی
چون نیست خوی تو که روی بر رضای کس / راضی شدم که هر چه دلت خواهد آن کنی
گفتی که خاک پای خودت می دهم بها / جانا درین معامله ترسم زیان کنی
باشد پی حساب کرم های تو خطی / هر رخنه ام ز تیغ که در استخوان کنی
جان می فروشمت که دهی وعده بوسه ای / لیکن به شرط آنکه لبت را ضمان کنی
لطف لب تو مرهم ریش دلم شود / گرهر دمش نه تازه ز زخم زبان کنی
جامی سگی ست بر درت از کشتنش چه سود / جز آنکه تیغ خویش بر او امتحان کنی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.