جامی › شمارهٔ ۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

برآمد شاه عشق از طور سینا / در آنجا زد علم بر دیر مینا
رخ اندر وادی بطحا برافروخت / به نور خود جهانی ساخت بینا
به روی هرکس ابواب فتوحات / به آن مفتوح شد فتحا مبینا
به آن فتح مبین بینا بگشتیم / فمن هذا لقینا ما لقینا
جنون عشق را جامی میامیز / به تدبیر شفای پورسینا
ز یکدیگر بدر زنجیر تدبیر / و قل هذا جنون العاشقینا
بود تدبیر رو در وادی شک / ازان وادی به سرحد یقین آ